بیشتر بخوانید صفحه اصلی

 


زندگی

قدرت زنان نه در فیزیک و جسم، بلکه در روان و جان است. قوی بودنِ یک زن بدین معنا نیست که مثل یک مرد رفتار کند. بلکه یعنی زن‌بودن خویش را در آغوش بگیرد و این مسئله _ یعنی عشق و علاقه و پذیرشِ کامل جنسیت خویش را _ به جهان نشان دهد، آن هم در حالی که می‌تواند همۀ مسائل زندگی خویش را تحت کنترل داشته و به اهداف مورد نظرش دست پیدا کند.
برای شناسایی و شناخت زن باید دیدی به مجموعه ی زندگی انداخت و در ابعاد مختلف و زمان ها و قرن های گوناگون جای پای او را دید و میزان تأثیر حضور این مخلوق را، در رشد استعدادها، ایجاد حرکت ها و حرارت ها، جنگ و صلح و تکمیل حیات و بقای نسل… به دست آورد.

باید دید زن از کجا آمده؟ دست توان مند آفرینش، گل وجودش را از چه خاکی برداشته؟ لباس وجودش را از چه پشم و پنبه ای رشته؟ و این نهال را در چه سرزمینی کشته است؟ آیا در کارگاه خلقت، زن آفرینشی جدای از مرد داشته؟ یا او را از همان جنس آفریده؟ و از کدام «نی» و کدام «نفخه»، «نفخه ی» حیات ملکوتی در او دمیده است؟ در تداوم حیات و بقای نسل و تکثیر مثل، نقش زن چه بوده است؟ در میدان اختراع و ابتکار و نوآوری، سهم زن را باید مشخص نمود. شکوفایی هنرها، خلق زیبایی ها و ظرافت و لطافت های زندگی تا چه حد مدیون تلاشهای زن می باشد؟ سهم او در اداره ی اجتماع بشری، در تربیت انسان های شایسته و تبهکار چیست؟ در جنگ ها و لشگر کشی ها، قتل ها و غارت ها، شکست ها و پیروزی ها، حماسه ها و شور آفرینی های تاریخ، زن را چه جایگاهی است؟ حب و بغض ها، مهرها و کینه ها، حسادت ها و سخاوت ها، خودبینی ها و خود فدایی های بشر چه مقدارش مربوط زن می باشد؟ بالاخره اینها و ده ها موضوع دیگر، زمینه ی تحقیقات متخصصین رشته های علوم متنوع خواهد بود که دائره المعارف بزرگ زن را به وجود می آورد و تا اندازه ای شخصیت ناشناخته ی او را از جنبه های گوناگون می شناساند..

خانه در واقع کشور کوچکی را ماند که برای اداره اش به مدیری مدبر نیاز است. کمترین بی توجهی بزرگ ترین ضربه را به روحیه و ایمان اعضای آن وارد می سازد. مدیریت و اداره ی خانواده با سایر مدیریت ها تفاوت بسیار دارد، چون کلیه ی حرکت های هدایت کننده در این کانون باید همراه با هنروری و لطافت زیبایی باشد و زن که دارای طبعی لطیف و عواطفی سرشار و سلیقه ای ویژه است می تواند بخش عظیم مدیریت محیط خانواده را بر عهده گیرد. دست توانای آفرینش، سرمایه ی گران بها و ارزشمند «عواطف» را در وجود انسان و به خصوص زنان نهاده است که کشش ها و تنش ها و گرمی ها و شورهای زندگی بستگی به آن دارد و سهم بزرگ فداکاری ها و از خود گذشتگی های مردان تاریخ مربوط به همین نیروست.عاطفه، موجی است که از عمق روح انسان با بال عشق اوج می گیرد و در خارج به شکل احساس، ایثار، انفاق، یتیم نوازی، عیادت… نمود پیدا می کند. بهترین زمینه ی رشد عواطف، در دامان خانواده صورت می پذیرد. زنان عنصری سازنده در جامعه که علاوه بر نقش ‎های اجتماعی خود، وظیفه ی پرورش و تأثیر بر نسل ‎ها را دارند تأثیر بسزایی بر جوامع خود می ‎گذارند و حتی می ‎توانند بر سیر تاریخی جامعه تأثیرگذار باشند و مسیر آن را تغییر دهند. گاهی نقش زن فقط محدود به داخل خانه می ‎شود و زمانی هم بخشی از محیط کلان ‎تر را شامل می ‎شود و نقش ‎های اجتماعی خارج از محیط خانه را بر عهده می ‎گیرد. این تغییر نقش ‎ها سبک زندگی را عوض می ‎کند و گاهی هم عکس این قضیه رخ می ‎دهد و سبک زندگی نقش او را تغییر می ‎دهد. در سبک زندگی جدید بخشی از فعالیت ‎های زن به نهاد ‎های اجتماعی واگذار می ‎شود و به تحول های جدید دامن می ‎زند. برآیند این تغییر در سبک زندگی در تمدن پدیدار و باعث می ‎شود که تمدن تغییر کند.

 
عضویت